بسته و بسته تر

mehran-mohajer-closed-30nov13

مروری بر نمایشگاه عکس مهران مهاجر «بسته» در گالری طراحان آزاد ،آذر 92

عکس های سال های اخیر مهران مهاجر ، به شکلی پیش رونده در جهت بسته تر کردن افق دید مخاطب و نا گویایی بیشتر در حرکت اند. اقدام جدید او در حذف عملی نوشتار از نمایشگاهش («این عکس ها حاصل این سالهاست») را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد . مسیری که از «خطوط و چیزها » به «بی چیزی» و در نهایت «بسته » می رسد.

این بی چیزی و فروبستگی نیز ، از چیز هایی تشکیل شده که گاهی قابل نام بردن اند : این فروبستگی ، یا معنا باختگی شاید ، نه تنها در غیر قابل تشخیص بودن دلالت های نمایه ای عکس ( سوژه) بلکه در عدم تفسیر پذیری آنچه تشخیص داده می شود نمود می یابد. اما یک نکته کماکان بر سر جای خود باقیست : آثار مهران مهاجر ، هر چه قدر هم که ناگویا باشد ، بر یک «دا» ، بر یک اینجایی ، دلالت دارند. او با تمام ناگویایی ای که برای آثارش می پسندد ، به ما نشانه هایی از جنبه های گوناگون موقعیت فعلی می دهد (مثلن انعکاس ها از صفحه ی {احتمالن} مبایل در نمایشگاه بی چیزی ، پرچم ایران و گوشه هایی از منظره های شهری در نمایشگاه اکنون و …) .
مهران مهاجر درگیری مستمری با فضاهای خالی و بافت های ویژه دارد. عکس های او به کرات ما را به درون خود دعوت می کند و به پرسش وا می دارد که این مجموعه از انعکاسات لطیف یا سطوح زبر که دیده می شود متعلق به چه چیزیست . گاهی این موضوع که این عکس بالاخره چطور گرفته شده ، تبدیل به وسواسی برای مخاطب می شود.
در مجموعه ی اخیر با سه گروه عکس نسبتن مجزا از هم رو به رو هستیم . اول ، مجموعه ای از عکس های فوق العاده تیره ، پشت قاب هایی شیشه ای که مخاطب را برای کشف محتوایشان به زحمت می اندازند. این عکس ها نسبتن کوچکند (در قطع یک کتاب معمولی) و به صورت چند خوشه ی کنار هم ارائه شده اند. اگر به اندازه ی کافی تلاش کنید ، می بینید که با صندلی هایی فرسوده در یک کلاس ترک شده (از نوع صندلی های کلاس های دانشگاه) رو به رو هستید. اما شاید تلاشی که از شما برای کشف انعکاس های مبهم پشت شیشه خواسته شده ، اهمیتی بیش از محتوای خود عکس ها داشته باشد.
گروه بعدی عکس هایی هستند که بیشتر فضای آنها را تیرگی مطلق فرا گرفته و در بالای آن ، صرفن نواری باریک از منظره ای شهری دیده می شود. این منظره ها از عناصری پراکنده (دیواری نوشته شده ، دودکش ، فلش و …) ساخته شده اند و کیفیتی یک بعدی (بیشتر همچون یک خط نشانه گذاری شده تا یک صفحه ) دارند که روابط آنها با یکدیگر را مسئله دار می کند. عادت نداریم اشیاء عادی دور برمان در شهر را در چنین چیدمانی ببینیم . به گمان من این عکس ها جالب هستند ولی در این نمایشگاه ، تعدادشان از تنوع شان پیشی گرفته . اختصاص دیواری بزرگ و کامل به آنها ، حال و هوای بخشی از نمایشگاه را تا اندازه ای ملال آور کرده است .
اما عکس های گروه آخر ، برگرفته هایی از پرچم ایران اند. اینها از جمله ی آن عکس هایی هستند که دریافتن چگونگی ایجاد آنها (نه از دیدی فنی بلکه از دید عقل سلیم) وسواس انگیز می شود. به ویژه یکی از آنها ، که مخاطب دوست دارد بی احتیاطی کند و بگوید این جالب توجه ترین عکس نمایشگاه یا حتی عکس «اصلی» آن است ،دو نمای کنار هم چین خورده از پرچم  ایران را نشان می دهد ، به طوری که علامت «الله» میان پرچم طوری برش خورده که بی شباهت به ستاره ای پنج پره نیست .
رابطه ی این سه گروه عکس با یکدیگر چیست؟ راه دید ما بسته است . به نظر می رسد جواب سرراستی وجود ندارد. مهران مهاجر زیبایی شناسی ناگویایی را جدی می گیرد و تکنیک دیجیتال او نشان می دهد که چندان دل مشغول به رخ کشیدن توانایی های فنی هم نیست . او تصویری از اکنون ما به دست می دهد که اگر چه مختصاتی کافی برای تعیین کردن ما را دارد ( انسان شهری ، دارای تکنولوژی و بالاخره زیر پرچم ایران) اما حاشیه ی معنی داری بر حیات ما نمی زند. در اینجا چیزی بیان نمی شود ، شاید جز این که ما «اینجاییم» ولی حرفی برای گفتن نداریم.
پ.ن : در باره ی این زیبایی شناسی ناگویایی بعدن بیشتر خواهم نوشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s