فرم اتو-پوئتیک در هنر معاصر: کمپانی سهامی خاص آیشهورن

«اما چه می شود اگه قرار باشد بحث مدیوم در هنر معاصر را به دور از پرسش مدیوم ویژگی و به سوی صورتبندی های فرم دنبال کنیم؟ به این ترتیب ، مفاهیم چگونه دچار تغییرات ماهیتی و رابطه ای می شوند و چه بالقوگی هایی آشکار می شود؟ به عنوان نمونه اثر ماریا آیشهورن «کمپانی سهامی خاص ماریا آیشهورن» را در نظر بگیرید که برای نمایشگاه داکومنتای یازدهم ، 2002 ، سفارش داده شد این اثر شامل یک کمپانی سهامی خاص بود با یک سهام دار منفرد ، خود آیشهورن. او در اساس نامه قید کرد که سرمایه ی اولیه ی کمپانی ، 50 هزار دلار نمی تواند افزایش داده شود. همچنین ، تمام سهام خود را به خود کمپانی منتقل کرد و به این ترتیب نقش خود به عنوان سهامدار را ملقی کرد. کمپانی ، که امکان سوددهی از آن گرفته شده بود ، علت وجودی خودش را نقض می کرد ولی در عین حال امکان برچیدن آن نیز وجود نداشت . 50 هزار دلار اولیه ، به این ترتیب ، کیفیت متحرک  و نمادین خود به عنوان سرمایه را از دست می داد و تبدیل به ماده ای مرده و بی حرکت می شد.

«کمپانی سهامی خاص ماریا آیشهورن» نمونه ای از اثری ست که فرم آن ، و نه مدیوم آن ، خود ارجاع است. به عنوان موجودیتی قانونی که خود را از بالقوگی های مالی خویش خلع می کند ، هسته ی درخشان خود مداری ایست که زمینه را برای سرمایه ی هنر آماده می سازد.مستنداتی که تاسیس این کمپانی را توضیح می دهند می تواند خریداری شود ( و خریداری هم شده است ) و در محقق کردن ارزش پولی ای شرکت جسته که قوانین درونی آن ، آن را منع کرده بودند. در عین حال ، مالک کمپانی خود کمپانی ست . بی آن که تحت تاثیر نوسانات بازار باشد ، در آن واحد سرمایه را بی معنا می کند و به آن شکل می بخشد ، در حالی که هر کدام از این دو عمل بر اساس عمل دیگر است.
مدیوم اثر آیشهورن گفتمان قانونی موسسات مالی ، انگیزش سودمحور سرمایه داری ، ارزش گذاری های استتیکی جهان هنر و شیوه هایی ست که این ارزش گذاری به پول تبدیل می شود. آیشهورن این مدیوم ها را اختراع نکرد بلکه آنها را به صورت حاضر و آماده در اختیارگرفت . آنچه آیشهورن اختراع کرد ، با برگرفتن جمله ای از فلیکس گاتاری ، «مختصات جهش یابنده» ی شکلی ست که هم می تواند تا بی نهایت خود را باز آفرینی کند و هم مزاحمت دائمی برای مدیوم های حامل خود ایجاد می کند. صحبت از «مدیوم ویژگی»  کمپانی سهمی خاص آیشهورن ، توضیح واضحات ماده ی تشکیل دهنده ی آن خواهد بود ، بدون این که فرم حیات بخش آن را توضیح دهیم. بهتر است وضعیت آن را به عنوان مدیوم «ناویژه» مشخص کنیم :وضعیتی داده شده و موقعیتی فرایندی.
مانند تعداد رو به فزونی ای از آثار هنر معاصر ، فرم اثر آیشهورن شکل یا شیء نیست بلکه نوعی رفتار است. چنین آثاری معمولن مدیوم هایی چندگانه ، در نوسان و تصادفی دارند. قابلیت انتقادی آنها بستگی به قرارگرفتن آنها در جایگاه های اکولوژیک فعالی دارد که گاه شامل آثاری دیگر هم می شوند و گاهی نه .»
Medium Aspecificity/ Auto-Poetic form, Irene V. Small
Maria Eichhorn, Public limited company

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s